گل قشنـــــــــگم عاشقـــــــــانـــــــــه دوســــــــــــــــــت دارم ๑۩۞۩๑درد     دل    عاشــــــــــــــــــــــــــــــقانه๑۩۞۩๑




نویسندگان



آثار تاریخی یک عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای





عشق من بی نهایت تر از بی نهایت عاشقتم!

 

 

 چقدر شیرین است با تو بودن،در آغوش تو آرام گرفتن،با بوسه ای از لبانت به اوج عشق رسیدن..

 زندگی ام فقط با تو زیباست،تویی که دنیای من،وجود منی..تویی که تنها دلیل تپیدن قلب منی..

 هر لحظه که می گذرد بیشتر به زیبایی عشقمان پی می برم..به راستی که عشق ما،زیباترین

 عشق دنیاست..ما با هم کامل می شویم،فقط در کنار هم معنا پیدا می کنیم..با هم به شیرینی

 زندگی پی می بریم،با هم زندگی می کنیم،با هم به اوج عشق می رسیم..تا همیشه!

 عزیز دلم!بودن تو بودن من است..فقط می توانم بگویم:بی نهایت تر از بی نهایت عاشقتم!


[+] نوشته شده توسط مجتبی در 6:45 PM نظرات (9) |







تمام هستی من تقدیم به آنکه دوستش دارم

حس غریب تنهایی 


لحظه های بی تو بودن را در گوش شب نجوا می کنم  


ستاره می شنود و تو را آرزو بر دل می ماند


آرزوهایم را در لحظه های بی تو بودن می شمارم 
 

به گمانم می آید که روزی تک تک این آرزوها را تو حقیقت می کنی


از فاصله ی رخوتناک با تو بودن تا بی تو بودن گذشته ام و 


به لحظه های دوری رسیده ام ، در تمام لحظه ها حس غریبی دارم  


حس دریایی که از بی موجی به مرداب بودن رسیده است  


مرداب تنهاست و من تنهاتر  


مرداب مرا هم در برگرفته 

 
سکوت غریب مرداب 

 
حس غریب تنهایی ، حسی که وجودم را در برگرفته 


تنهایی که چون پیچک بر تن احساسم پیچیده است  


پیچکی که تا لحظه ای دیگر احساسم را خفه می کند 


به گمانم تمام لحظه ها و احساسم را  


تنها تو می توانی از اسارت برهانی     

 


تمام هستی من *****تقدیم به آنکه دوستش دارم *****


[+] نوشته شده توسط مجتبی در 2:58 PM نظرات (7) |







تو بیا شروع من باش عزیزم

 

پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش


شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من

اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام

خواب سبز رازقی باش
عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش


من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم


نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم 

 

[+] نوشته شده توسط مجتبی در 5:51 PM نظرات (6) |







زنـدگی تــو آن هـنگـام آغـاز میشـود کـه آدمی می رود امــا نـرفته

 

 

آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد

 امـا فـاجعـه ی زنـدگی

 تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـرفته! 

   مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری...!!!

   در حالـی کـه زنــده ای .... 


[+] نوشته شده توسط مجتبی در 3:24 PM نظرات (2) |







دوستت دارم

غم را در سکوت و سکوت را در شب
و شب را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من عشق را در امید و امید را در تو
و تو را در دل و دل را به هنگام تپیدن به خاطره تو دوست دارم

ای کاش نقاش چیره دستی بودم
تا لحظات با تو بودن را در تابلویی می کشیدم
و به هنگام دلتنگی به آن می نگریستم

ای کاش شاعر بودم تا لحظات خوب با تو بودن را در شعری می گنجاندم
و به هنگام دلتنگی آن را می خواندم

ولی حال که هیچ یک از اینها نیستم فقط میتوانم بگویم

دوستت دارم   

 

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه تو بود
زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود
زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود
زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود
زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود
زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود
زیباترین تنهاییم اشک برای تو بود
وزیباترین اعترافم عشق و دوست داشتن تو بود  

 

 

دوستت دارم چون تک ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تک مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
دوستت دارم چون دوستت دارم


[+] نوشته شده توسط مجتبی در 11:13 AM نظرات (5) |







من به غیر از تــــو نخواهم گلم

من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی   

 

  

 ز درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

دل من میل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

دیده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن کـه بیمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم، چه بدانی ، چه ندانی

 میتوانی به همه عـمر ، دلم را بفریبی

 ور بکوشی ز دل من بگریزی ، نتوانی

 دل من سوی تــــــو آید ، بزنی یا بپذیری

 بوســــه ات جان بفزایـد ، بدهی یـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی 

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

  

 

 

 

 

 

کنار آشیانه تو آشیانه می کنم

فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم

کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیبا ست

حاجت به بیان نیست که از روی تو پیدا ست

من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم

افسوس که یک لحظه تماشای تو رویا ست

در خانه ی احساس اگر زمزمه ای است

آن زمزمه از توست که در جان دل ما ست

من قایق آواره ی دریای تو هستم

خوب است بدانی که دلم عاشق دریا ست

در حسرت دیدار تو می سوزم و امٌا

این دست خودم نیست به حق روی تو زیباست


[+] نوشته شده توسط مجتبی در 09:05 AM نظرات (2) |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد

طراح قالب : میهن تم

آگهی، نیازمندی و تبلیغات رایگان - نیازمندیها و تبلیغات رایگان در عصر آگهی